آیه های عشق
آیههای عشقِ تو، جانا نثارِ دیگریست
سینهام پاییزِ غم، اما بهارِ دیگریست
سوخت اوراقِ وجودم از فراقت، جانِ من!
سهم من خاکستر و در دل شرارِ دیگریست
نیمهشبها چشمِ من بیدار میماند ولی
در خیالم چشمِ مستت در خمارِ دیگریست
غرقِ امواجِ تو هستم، خسته در گردابِ غم
مِهرِ دریاهای تو در انحصارِ دیگریست
شهد شیرینِ لبت، دل را ز دنیا میبرد
گرچه گیلاس لبت در اختیارِ دیگریست
جانِ جانانم، بیا دستی بکش بر رویِ من
دل ز عشقت بیقرار و یار،یارِ دیگریست
غصهها دارد دلم در این شب تاریک غم
شمعِ جان میسوزد و یارم کنارِ دیگریست
#سعید_ناصری_مقدم
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 0:5 توسط سعیدناصری مقدم
|
آدرس کانال اشعارم درتلگرام