جوانی
باید سرایم شعرهایی از جوانی
ایامِ بازی های شیرین، شادمانی
من می سرایم از رفیقان، بیتکلف
از مهربانیهایِ زیبا، آرمانی
باید بخوانم قصههایی،ناز و شیرین
شبهایِ پُر افسانه، پُر ازهم زبانی
هنگامِ ظهرو سفرههایِ بیریایش
دور از غبارِ کینهها، با مهربانی
درکوچه هایش سادگی ها موج می زد
دور از دروغِ رنگرنگِ این جهانی
هر خانهای مانندِ باغی غرقِ گُل بود
لبریزِ از یک عشقِ ناب و جاودانی
باید سرایم از صفایِ مردمانش
از آن همه عشق و امید و جانفشانی
اکنون منم با دفترم باواژههایم
میجویم آن ایام را در بینشانی
#سعید_ناصری_مقدم
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 9:41 توسط سعیدناصری مقدم
|
آدرس کانال اشعارم درتلگرام