صبح غزل
صبح آمده، صحرای دلت شاد رفیق
از غصه و غمها دلت آزاد رفیق
با گرمیِ جانت دلِ ما را بنواز
گرمای دلت داغیِ مرداد رفیق
در دامنِ کوهیم و رها از دلِ شهر
با عشق بر این قله چو فرهاد رفیق
امروز که از شوقِ تو گل وا شده است
با شعر و غزل، جانِ تو آباد رفیق
#سعید_ناصری_مقدم
⚘️سلام
⚘️در مجلسی بنشینید..
که از خدا،موفقیت، دانش، پول ،
ادب...صحبت میکنند
نه از مردم...
🌹اولین روز هفته تون_پراز مهربونی🌹
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 0:59 توسط سعیدناصری مقدم
|
آدرس کانال اشعارم درتلگرام